پشتیبانی : info@bookche.ir
پیگیری سفارش : 0511823
  • "" را در عنوان کالا جستجو کن
  • "" را در زير عنوان جستجو کن
  • "" را در ناشر جستجو کن
  • "" را در مولف جستجو کن
  • "" را در مترجم جستجو کن

سرویس ارسال اکسپرس

پترزبورگ

ناشر :
شابک :
9786004054911
كد کالا :
80354
مولف :
نوبت چاپ :
2
سال چاپ :
1400
قطع :
رقعی
نوع جلد :
شومیز
تعداد كل صفحات :
650
نوع كاغذ :
بالک
زبان متن :
فارسی
وزن (گرم) :
576
ابعاد :
14.5*21.5
1,500,000 ریال

پترزبورگ
مهمانی سمبولیستی در یک شب زمستانی روسی 

حزب به پسر دستور میدهد که با بمبی پدرش که سناتور حکومت است به قتل برساند اما پسریعنی نیکولا آپولونویچ بمب را دستکاری میکند و داستان ادامه ای دیگر می یابد.
رمان پترزبورگ یک مهمانی سمبولیستی در یک شب زمستانی روسی است که خواننده را به شهری پر اضطراب و آشوب میبرد که در آن در بارش بی امان برف پرچمی سرخ شناور بر روی درشکه ای کرایه ای در اهتزاز است و مسافران مراسم مهمانی از پنجره های درشکه به بیرون چشم دوخته اند و دقیقا در چشم انداز یک پترزبورگ جدید را میبینند.
در مراسم مهمانی همه حضور دارند از طبقه بالا تا آس و پاس ها و آنچه این گردهمایی را متمایز میکند همان میهمانان آس و پاس بودند که مدام از انقلاب حرف میزدند. محفلی جوان که نه ثروتمند بود و نه اهل مال اندوزی. بلکه نسل جوانی بود صاحب چند پشیز که به ضرب و زور تحصیلاتش را به اتمام رسانده و از ادای کلماتی چون انقلاب  و تحول کیف میکرد.
اهمیت شهر
از قهرمانان این اثر شهر پترزبورگ است که با مکانهایی جاودانه همچون میدان بزرگ سنا با مجسمه اسب سوار برنزی در کنش دیگر قهرمانان داستان اثرگذار است.
نیکولا  از انقلابی تا عارف روستایی
در پترزبورگ سیر شخصیتی نیکولا از یک انقلابی پرشور تا عارفی آرام گرفته در روستایی روسی به خوبی توصیف و بیان شده است.

درباره نویسنده

بوریس نیکلایِوچ بوگایِف(۲۶ اکتبر ۱۸۸۰ – ۸ ژانویهٔ ۱۹۳۴) مشهور به آندری بیه‌لی شاعر، رمان‌نویس، نظریه‌پرداز و منتقد ادبی اهل روسیه بود. مهمترین اثرش، رمان پترزبورگ، از سوی ولادیمیر نابوکوف به عنوان یکی از چهار شاهکار بزرگ منثور قرن بیستم معرفی شده ‌است.

برشی از کتاب

1913 است. نیکولا آپولونویچ همچنان که با رخوتی جانفرسا بر کارهای مزارع نظارت دارد، روزهایش را با پرسه زدن در مرغزارها و جنگلها سپری میکند. او کاسکتی بر سر میگذارد و روپوش شتری رنگ چسبانی میپوشد. چکمه هایش جیر جیر میکند. یک ریش طلایی بادبزن مانند چهره او را کاملا عوض کرده است. طره های نقره ای بیرون زده از موهای پرپشتش کاملا نمایان است. از سفر مصر به بعد، درد چشم مجبورش کرده عینک آبی بزند.
صدای او زمخت تر و صورتش گندم گون تر شده است. در خانه اش به روی همه بسته است. با هیچکس معاشرت نمیکند. در کلیسا دیده میشود. این روزها مشغول خواندن اثری فلسفی از اسکوورودا است.
پدر و مادرش، هر دو مرده اند.
 

 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر